عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 21

عوارف المعارف ( فارسى )

گفته ، امّا مرا اين مفاخرت بس كه نام من بر زبان وى رفت و در اين معنى بيت عربى گفته است : ما ساءنى ذكراك لى فى بيتكا * بل سرّنى انّى خطرت ببالكا شيخ شهاب الدّين خلق او را تحسين كرد . 89 فخر الدّين عراقى و سهروردى ملا عبد النّبي فخر الزّمانى قزوينى ، صاحب تذكرهء ميخانه ، در شرح حال عراقى چنين مىنويسد : گويند يك ماه پيشتر از آنكه از كتم عدم به وجود آيد ، پدرش در واقعه چنان ديد كه امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب ( ع ) با ائمّهء معصومين ( ع ) در باغى مىخرامند و او در آن حديقه ايستاده . ناگاه شخصى بيامد و طفلى بياورد و در پيش پاى حضرت امير بر زمين نهاد . حضرت امير آن طفل برداشت و در كنار وى گذاشت و فرمود : بگير عراقى را و نيكو محافظت نماى كه عالمگير خواهد شد . . . مؤلف مخزن اخبار در تأليف خود آورده كه اسم شيخ عارف ابراهيم است ، و در ايّام سياحت به بغداد رفته و به سعادت خدمت گوهر درياى معرفت و مهر سپهر مشيخت شيخ شهاب الدّين سهروردى مستسعد گشته و دست انابت به ايشان داده و مريد آن حضرت شده . آن بزرگ دين و مطلع ارباب يقين ، تخلّص « عراقى » به شيخ ابراهيم عنايت كرده عراقى مدتى در خدمت پير روشن ضمير خود در بغداد به سر برد 90 . محي الدّين ابن عربى و سهروردى ابن عربى به سال 608 ه در بغداد ديدارى با سهروردى داشته و او را « عبد صالح » خوانده است . سهروردى هم ، در معرفى وى به شاگردانش ، او را « بحر الحقائق » لقب داده است 91 . عقيدهء يوسف بن اسماعيل نبهانى ( 1265 - 1350 ه ق ) دربارهء سهروردى شهاب الدّين عمر بن محمد بن عبد اللّه بن عمويهء سهروردى صاحب عوارف المعارف يكى از بزرگمردان عراق و از كسانى بود كه رياست اين مقام ( تصوّف و عرفان ) به وى كمال و انجام پذيرفت . دانشمند و فاضل و خردمند و اديب و شيوا سخن و صاحب معرفت بود . بخشى از علم شريف لدنّى به وى عطا شده بود ، سخن از غيب مىگفت و كرامات خارق‌العاده داشت . متمسّك به قرآن مجيد و سنّت نبوى و در احكام شريعت و مقام حقيقت مجتهد بود . نجم الدّين نقليسى از مصاحبان شيخ - رض - گفت : در بغداد خلوت را به خدمت شيخ - رض - در آمدم . روز چهلم به واقعه ديدم شيخ شهاب الدّين عمر سهروردى